خاکریزی سایبری در قلب ابر قدرت های مجازی

السلام علیک یا ابا عبدالله

سلام وبلاگ - سلام سرداد

سلام خاکریز سایبری من

امروز اومدم اینجا دوباره اومدم دوباره تو همین خاکریز

یادته چقدر اینجا فحش می خوردی؟!

چقدر تهمت و افترا  رو تحمل می کردی؟

حتی به خاطر غلط های املاییت هم تمسخر می شدی؟

 یادته رفیق؟

یادته چقدر تنها بودی؟ یادته واسه هم وبلاگیات چقدر پیام می فرسادی تا روحیه بگیرن و روحیه بگیری؟!

بادته رفیق؟

یادته خاکریز؟!

امروز دوباره برگشتم

برگشتم تا بهت یه خبر بدم...یکی دو روز دیگه تولد انقلاب عاشورائیاست! انقلاب حسینیا و ابالفضلیا!

رفیق... باید تک تک کلماتت فردای قیامت جلو خدا و پیغمبر شهادت بدن...ما به همین یکی دو تا کلمه هم امیدواریم

 

کلام آخر هم نثار آقامون مولامون و سید و همه کسمون آقا امام زمان(عج) باشه:

سید ما مولای ما دعا کن برای ما

صاحب ما تویی

صاحب ما تویی

صاحب ما تویی

و من الله التوفیق


برچسب‌ها: سرداد, 9 دی, خاکریز, سایبری
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 20:21  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

سلام وبلاگ - سلام سرداد

سلام خاکریز سایبری من

امروز اومدم اینجا دوباره اومدم دوباره تو همین خاکریز

یادته چقدر اینجا فحش می خوردی؟!

چقدر تهمت و افترا  رو تحمل می کردی؟

حتی به خاطر غلط های املاییت هم تمسخر می شدی؟

 یادته رفیق؟

یادته چقدر تنها بودی؟ یادته واسه هم وبلاگیات چقدر پیام می فرسادی تا روحیه بگیرن و روحیه بگیری؟!

بادته رفیق؟

یادته خاکریز؟!

امروز دوباره برگشتم

برگشتم تا بهت یه خبر بدم...یکی دو روز دیگه تولد انقلاب عاشورائیاست! انقلاب حسینیا و ابالفضلیا!

رفیق... باید تک تک کلماتت فردای قیامت جلو خدا و پیغمبر شهادت بدن...ما به همین یکی دو تا کلمه هم امیدواریم

 

کلام آخر هم نثار آقامون مولامون و سید و همه کسمون آقا امام زمان(عج) باشه:

سید ما مولای ما دعا کن برای ما

صاحب ما تویی

صاحب ما تویی

صاحب ما تویی

و من الله التوفیق


برچسب‌ها: سرداد, 9 دی, خاکریز, سایبری
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 20:21  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

از وقتی تنور فتنه خاموش شد تنور این وبلاگ هم انگار سرد شد!

درست مثل اون قدیما که وقتی قطعنامه صادر شد!

اما یه چیزی هست و اونم اینه که دشمن هیچوقت بیکار یه گوشه نمی شینه ..اون همیشه داره کار میکنه تا بتونه ایمان من و تو رو ازمون بگیره.ما برو بچه های سایبری هم که دست دشمن رو از همون روز اول انقلاب خوندیم اینو متوجه میشیم که اگه امروز دشمن با همه پلیدی های و دوز کلک بازی هاش توی این بازی شکست خورد اما دوباره برای فردای ما نقشه کشیده ! وداره مهره هاش و میچینه!

ولی ما بر و بچه های خاکریزی همیشه یک قدم و یک حرکت جلوتر دشمن رو حدس زده و از اون خبر داریم چون به  4 چیز باور داریم و می گوییم:

تنها ره سعادت:

پیروی از ولایت

ایمان

جهاد

شهادت



پ.ن:این چند خط به بهانه اینکه بهانه های بنده نمی زاره تا به روز باشم.خلاصه بهانه ها راه رو واسه ما بچه بسیجیا..ای هیمچین یکمکی ..یه ذره کوچولو بالا پایین کرده.ولی عیبی نداره.می بینین که تا وقت کنم, سریع یکی دو تا پاتک سنگین به تک سبک دشمن مزنیم تا یه وقت فکر نکنه ما نیستیم...نه ...ما هستیم!

البته ما بیشتر باید به فکر  تک به دشمن باشیم تا تانک!

اینو به ننجونتم بگو!

و من الله التوفیق

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 0:7  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

وقتی دل ها میگیرد دست ها و قلم ها میرقصند و کاهی ها پر واژه و واژه ها از نوک قلم پاورچین رو خط کاغذ روان میشوند.

دل از طریقت  بعضی و سلیقت اکثری ضایع اندیش, دلگیر است.

نئو اندیشانی که با کارد جراحی, دست به قتل عامی وسیع می زنند!

بعضی از این قاتلان  وطنی و بعضی غیر وطنی,بعضی به فکر صلاح خویش و بعضی به فکر صلاح ریش!

به هر شکل که فکرش را بکنی هر دو به ضرر و آرمان ما و مام وطن و امام و انقلامان هست.

اما بعد:

نام میدانی و مجسمه ای از تن آدمی که آن را میدان شهدای فلان نامیده بودند!

گفتم خدارو شکر هنوز در این شهر یادی ز شهید هست.

سوار تاکسی میشوم(متاسفانه معادل فارسی آن را نمی دانم).می بینم راننده ماشین ریش دارد, بیشتر از یک قبضه دست!تو دلم می گویم,خداروشکر از فرهنگ شهادت هووز کپه ریشی باقیست! ریش بیشتر از یک قبضه دست روییده روی صورت شوفر تاکسی!

صدای ضبط ماشین راننده نازک زنانه بود و طرب انگیز!نهی از منکر ما هم بی افاقه نبود ,الحمدلله!

جلوتر رفتم دیدم نوشته بودند روی تابلوی کوچکی با خط بدی:خیابان شهید فلان!

گفتم: خداروشکر هنوز نامی ز شهید در این شهر باقی ست

به خانه ریسدیم:

به خانه رسیدن و نشستن و چای آماده قند پهلو بادرنج بویه!

حال ماییم جعبه جادو و دسته کنترل ایشان تا به اشارتی روشن شود و چشم ما نیز هم!

هفته دفاع مقدس است!موزیک ویدئویی و یاد شهید و کنسرتی و تا باد چنین بادا !

در بهشت:

به بهشت میروم,میشمارم تک تک سنگ های قبر سرخ ز خون لاله را!

سنگ های قبر خفته در قطعات شهدا را!

1....2....3....4..........

چند قدم آنطرفتر مزار اشنایی را دیدم.

مینشینم ,میپرسد از من ,چشمان عکس سنگ قبر: از بچه ها چه خبر بسیجی؟

می گویم:خبر خوش دلاور! هر کوچه و میدان و شوفری به یاد شمایند و ما... انگار نه!

و من الله التوفیق!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 0:4  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

وقتی دلت از خیلیا میگیره...با خودت فکر مکینی میبینی بهترین راه برای رفع غم و غصه اینه که یه سفر بری امام رضا (ع) یا اینکه اگه وقت و پولو هزارتا بهنونه دیگرو نداری به خودت میگی بزار برم یه سر امام زاده یه دو رکعت نماز و یه راز و نیازی بکنیم بلکه دلمون وا شه.

وقتی دلت از بعضیا میگره! اونوقت میفتی تو چه کنم چه کنم و امروز فردا کردن که چی کار کنم که درست بشآخ نکنه اینجوری بشه...وای نکنه اونجوری بشه و هزار جور حرف و حدیث جور و واجور که بماند....ولی بازم راه واسه وا شدن دلت هست.لاید میپرسید مثلا چه راهی؟! سوال خوبیه! مثلا اینکه اون بعضیا رو حلال کنی برن بابا حوصله داری...همین!

مطمئن باش ,خیال و دل و چش و چالتم بعد از این حرکت خداپسندانه وا میشه!

اما بعضی وقتا هم دلت از خودت میگیره.. اونقده که دیگه هیچ راهی نداری!به هیچ جا دستت بند نیست.آبرویی نداری که باهاش معامله کنی.اما تو اون ته مهای خط وقتی دلت از همه جا بریده یاد یه نفر میفتی که خیلی وقتا اصلا باهاش نبودی به یادشم نبودی.چرا..چرا..یه روزایی وسط ظهر که میشد,میرفتی از در خونش لقمه و غذا میگرفتی.حالا فهمیدی کیو میگم رفیق؟! آره راهی نیست جز اینکه بری در خونه ارباب حسین(ع).همونی که خیلیا که از دست خودشون دلشون گفته بود و آدمشون کرد!آقا رسول ترک و که یادت نرفته!اگه یه آدم اهل دلی هم پیدا کردی که عشقی واسه مولا ذکر مصیبت کنه که نور علی نور.اونوقت تو هم میشینی و با بزم ایشان منور میکنی دل غم گرفتتو.بعضی وقتا بعضی دلا احتیاج به خونه تکونی دارن.سینه زنی مودبانه واسه اربام حکم همون خونه تکونی دلای زنگ زده رو داره.

این قصه دلای ما که از خیلیا و بعضیا و خودت میگیره خودش یه داستانیه که باید روانشناسا واسش بشینن چند جلد کتاب درست و درمون بنویسن بلکه یه راهی واسه وا شدنش پیدا کنن.

ولی تجربه نشون داده فقط یه کتاب هست که می تونه بهترین راه و برای راست و ریس شدن اوضاع نشونمون بده که فقط هم یه جلد داره!

خارجیا بهش میگن Quran عربیا بهش میگن قرآن المجید فارسیا هم بهش می گن قرآن مجید.

خلاصه این کتاب به چندین و چند زبون زنده دنیا ترجمه شده.کلی هم طرفدار و حامی و مرید داره.

نویسندش : حضرت حی لایموت خداوند کریم و ودود

مترجم:حضرت محمد مصطفی(ص)

ویراستار و کاتب:حضرت امیرالمونین علی(ع)

زیر نظر حضرات جبرائیل و عزرائیل این کتاب بر پیغمبر نازل شد.

اگه دلت خواست بعضی وقتا یه سر به این کتاب بزن رفیق.ضرر نمی کنی.کتاب خیلی خوبیه که دومی نداره.یکه!مثل نویسندش!

و من الله التوفیق


پ.ن:بعضی وقتا هم دلت از دنیا میگره بهترین راه اینکه دلتو بسپری دست اوستا کریم و بگی:توکلت علی الله!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 1:8  توسط محمدرضا شاهد  | 

در ديدار دانشجويان با آيات‌ عظام مكارم‌ و صافي مطرح شد؛
تأكيد مراجع عظام بر اجراي طرح تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها

خبرگزاري فارس: مراجع عظام تقليد در ديدار با اعضاي تشكل‌هاي دانشجويي بر اجراي طرح تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها تأكيد كردند.


عباس انساني، عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، با اعلام اين خبر گفت: اعضاي تشكل‌هاي دانشجويي بسيج دانشجويي، دفتر تحكيم وحدت، جنبش عدالت‌خواه دانشجويي، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان ساعت 10 صبح امروز با آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد ديدار و گفت‌وگو كردند.

وي افزود: در ابتداي اين ديدار مسعود براتي دبير جنبش عدالت‌خواه دانشجويي در خصوص عفاف و حجاب و اجراي طرح تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها به ايراد سخنراني پرداخت.

انساني بيان داشت: آيت‌الله مكارم‌شيرازي در ديدار با دانشجويان بر اجراي طرح تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها تأكيد داشتند و اعلام كردند: "بدون هيچ‌گونه ترس و واهمه از جنجال‌هاي رسانه‌اي اين طرح بايد اجرا شود ".

وي در ادامه گفت: آيت‌الله مكارم‌شيرازي با انتقاد از عدم اجراي اصل هشتم قانون اساسي مبني بر امر به معروف و نهي از منكر در جامعه خاطرنشان كردند: "بايد نهادي غيردولتي متولي امر به معروف و نهي از منكر در جامعه باشد ".

اين فعال دانشجويي تصريح كرد: اعضاي تشكل‌هاي دانشجويي همچنين امروز با آيت‌الله صافي‌ گلپايگاني از مراجع عظام تقليد نيز ديدار و گفت‌وگو كردند.
انتهاي پيام/*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 19:32  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

درد ما در این جامعه درد بی حیایی است و درد بی غیرتی است.

درد این است که دنبال هر کسی می گردیم و دنبال خدا ...هرگز!

دل جای یک محبوب است و جای محبوبه نه

اما این رسانه ملی جه می گوید به ما؟

امواج ارسالی ماهواره از مرزهای دور,اینترنت شهوت انگیز به من و شما چه می آموزد؟

گویا فیس بوک و توییتر فریاد هل من ناصر گیرل فرندی سر میدهند و تو به ندای ایشان با جان و دل ندای  لبیک سر می دهی!

درد دل ما درد بی حیایی ست

در مطالب گذشته هم درمورد فارسی وان گفتیم.

شبکه ای که مرداک صهیونیست مدیریت ان را بر عهده دارد

شبکه ای که فیلم های دسته دوم فاکس نیوز را برای فارسی زبانان پخش میکند

زندگی را برای شما فقط لذت و تلاش برای دنیا نقاشی می کنند و شما نیز از بس که ذوق هنری غرب زدگی دارید به این بوم پر از بی غیرتی.... به بچه های ما چه می گوید؟

چه کسی گفته است که مدرنیته و با کلاسی یعنی داشتن  زنای متعدد با زن های متعدد؟

این مدرنیته است؟این مدرنیته است یا بی بند و باری نوین؟

چه چیز تربیت می کند این امواج صادره از غربستان   . غربستانی که قبرستانی است از انواع و اقسام بیماری های روحی و روانی.پر از بچه هایی که جای نام پدر در شناسنامه  جای خالی نقش بسته است

فلسفه زندگی در غرب رسانه های ایشان نقش می کنند .

این فلسفه را می خواهند به خورد بچه های ما نیز بدهند..

مسئله ما رواج بی فرهنگی ست.

"فرهنگی" که درآن بی حیایی رواج پیدا کند.فرهنگ نیست... بی فرهنگی محض است

ارزش حیا ارزش ادب ارزش احترام ارزش غیرت را به تومنی دو زار... به شهوت و بی غیرتی می فروشیم

بپا سیب زمینی نشی برادر!!!

اگر انسان تا دیروز حیوان ناطق بود از امروز دیگر حیوان محض است

این چه زندگی ست که میخواهند برای انسان رقم بزنند؟

زندگی حیوانی چه زندگی ست که لذت دنیا در یک اصل و لذت الهی در آن پوچ باشد؟

زندگی را آسمانی کن.زندگی زمینی به درد اهل دنیا می خورد.

و من الله التوفیق

-----------------------------------

ژ.ن:لطفا...از اینکه انقدر صرح قلم زدم نارحت نشوید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 14:13  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

آنجا که خدومان شیطان دست به دست هم دادند تا ببیرق برافراشته عباس را به زمین زنند.

انجا که مردم بی بصیرت یک نفس , متحد و منسجم بر ان شدند تا ریشه سترگ شیعه را با تیشه غفلت از دم تیغ بگذرانند.

انجا که سیاستمداران "نظم نوین جهانی" برآن شدند تا با سلاح دجال خویش مردوم جهان به خصوص ایران را با  کنسرو های فاسد تبلیغاتی فارسی ۱  و بی بی سی فارسی  مغز جوانان را شستشو دهند تا که بی غیرتی در جهان حکمفرما شود...

 شبکه های جنسی ایشان را اکثرا یهودی های صهیونیست صاحب سرمایه می گردانند.

بودجه ای که از این تجارت ناموس نگاری به دست می آورند سرسام آور است.

خیال بد به ذهنتان راه پیدا نکند!اما هموطن می دانی که زیر دست این صهیونیست ها دختران ایرانی  همان ناموس های که شما در ۸ سال دفاع مقدس از انها دفاع کردید در حال ایفی نقش برای ساختن فیلم ها مبتذل آمریکایی هستند.

نمی دانید؟! به گوگل سریی بزنید و اماری از دختران ایرانی ارسالی از مرز دبی را در سال های ریاست جمهوری مرد محبوب سبز ها "خاتمی" سرچ بفرمایید.

بگذریم!

فارسی وان!همان چیزی ست که دشمن می خواهد.بی غیرتی محض.

یک آدم "بی غیرت"! این همان چیزی ست که باید تو به ان تبدیل شوی که اگر اگر روزگاری خدایی نکرده جلوی چشمان تو هم به یکی از نزدیکانت جسارت شد به جای موضع گیری... متعرض این فاجعه نوشوی که به جسارت کننده آفرین هم بگویی!!!

آن وقت نشان صلح نوبل اسکار جهانی را هم برای تقدیم به ایشان کم می دانی!!

اسمان آبی ما را می خواهند از ما بربایند

اما...

مردانی هستند که مدام به این دشمنی ها مردم را نهیب می دهد .

این عمار!

فریاد هل من ناصر ینصرنی حضرت ماه بود !

داستان ما داستان یک رویش بود.

 

فریادهای این عمار هنوز هم در مرور امواج خاطره در گوش ما می پیچد.

هموطن مسلمان به پا خیز!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 14:20  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

جنگی دوباره و سوختنی دوباره:

بعد از یوشیا پادشاهان دیگری روی کار آمدند و جنگ ها و آتش سوزی های بسیاری در اورشلیم و  معابد یهود و مراکز حفظ تورات رخ داد و کتاب تورات به کلی از بین رفت و چیزی از آن باقی نماند!

در کتاب قاموس کتاب مقدس س 872 می نویسد:بخت النصر 3 بار بلکه 4 بار به تورشلیم حمله کرد و خانه خدا  و قصر سلطنتیی را متصرف گردید و.....

نظیر همین جریان در کتاب دوم پادشاهان ,باب 24 و 25 صفحات 621 تا 623 آمده است

با این اوضاع نمی توان گفت که تورات اصلی یا اقلا نسخه حلقیا به جای مانده باشد و اگر وقت مطالعه دارید کتاب اظهارالحق صفحات 227 تا 229 را مطالعه بفرمایید که در صفحه 228 جلد 1 این کتاب آورده شده است:"کتابهای مقدس به طور کلی از بین رفت و عزرا دوباره آنها را به وسیله "الهام"به دست آوزد.

حال معلوم نیست این شخصیت عزرا چگونه شخصیتی بوده است و آیا این الهامات از ناحیه خداوند بوده است یا جنیان به او این الهامات را القا می نمودند؟!

می دانیم که در آیین کابالا یکی از رسومی که دارند ارتباط و فرمانبرداری از جنیان است و آنها برای انکه بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند باید به کتاب های مقدس و خداوند کریم و رحیم بی احترامی کنند.

نتیجه:

پس این تورات موجود در دست یهود بنابر انچه خود یهود معتقدند و در کتب انها امده است ابدا آن الواح واسفار خمسه توراتی که بر موسی(ع) نازل گردید نیست واز زبان حضرت موسی شنیده نشده است و کلا متصل هب حضرت موسی نیست.

اگر کتب یهود تحریف شده باشد چه بخواهند جه نخواهند مسیحیت نیز تحریف شده است.

به دلیل انکه عهد عتیق کتب یهودیان است و مسیحیان کتاب عهد عتیق را جزو کتب رسمی کلیسایی خود می دانند.

پس اگر عهد عتیق تحریف شده باشد دین یهود و اگر دین یهود تحریف شده باشد دین مسیح نیز به تبع آن تحریف شده است.

و من الله التوفیق

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 18:57  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

در پست قبل نگاهی اجمالی به تورات داشتیم و مطالبی را از آن دکر نودیم.

مقدمه ای کوتاه:

یهودیان و مسیحیان به دو کتاب عهد قدیم و عهد جدید ایمان دارند و از ان تبعیت می کنند.

مسیحیت به دلیل آنچه که در انجیل متی /باب 5/آیات 17 و18 آمده است باید کتاب تورات را نیز قبول داشته باشند!

عهد عتیق را تورات و عهد جدید انجیل می نامند.

مسیحیان و یهودیان تنها یک تورات و یک انجیل ندارند بلکه  آنها, در مجموع 66 کتاب مقدس دارند,که 39 کتاب ان را عهد عتیق و 27 کتاب آن را عهد جدید تشکیل می دهد.

مسیحیان کتب یهود(عهد عتیق) را الهامی از سمت خدا و جزو کتب رسمی کلیسایی خود می دانند.

اما اگر اگر عهد عتیق الهامی از سمت خدا نباشد چه؟

طبق تحقیقاتی که در نوشتار این کتب داشته ایم متوجه ان شده ایم که این کتاب ها دچار تحریفات بسیار بارزی شده اند به طوری که هر آدم بی بصیرتی هم آنها را مطالعه کند متوجه این تحریفات می شود.

ابتدا تاریخ کتاب تورات:

تورات در حوریب و طور سینا از عالم غیب بعد از 40 روز ریاضت و عبادت به حضرت موسی(ع) نازل گردید.حضرت موسی(ع) امر می فرماید آنها را در صندوقی به نام  عهد پنهان نموده و در هر 7 سال یک مرتبه در روز عید مقدس بیرون آورند و بر بنی اسرائیل قرائت نمایند و آن صندوق را در بیت المقدس قرار دادند تا از دستبرد دشمنان محفوظ بماند(تورات/باب31/سفر مثنی/ایه 9 تا 11/ص 324)

و آنچه به حضرت موسی(ع) الهام شد در دو لوح مختلف ثبت شده بود و به آن الواح مقدس می گفتند.در آن الواح 10 نکته از سوی خداوند ذکر شده بود که همه انبیا و اولیا از آدم (ع) تا خاتم(ص) عالم را به آن نکات تذکر می دادند.

تا این زمان تورات همان تورات واقعی و از ناحیه الهی بوده است و حضرت موسی(ع) نیز بنی اسرائیل را به عمل کردن به آن و اطاعت از آن هشدار می داد.اما همیشه اوضاع اینگونه نبود!

مرگ حضرت موسی(ع) و خیانت لاویان:

موسی(ع) هنگام مرگش لاویان و دیگر مشایخ را گرد آورده و تورات را به آنها می دهد و آنها را سفارش می کند که هر 7 سال یک بار تمام بنی اسرائیل را جمع کرده و تورات را به همگان حتی زنان و کودکان قرائت کنند تا از خدا بترسند و در عمل به آن هوشیار باشند(ایه 9 تا 11-باب 31-سفر مثنی-ص 324)

موسی (ع) به انها اطمینان نداشت و می دانست که انها افراد عهد شکنی هستند به همین دلیل بود که به آنها دستور فوق را داد و حتی هشدار داد که "تمرد و گردنکشی شما را می دانم وقتی که از دنیا بروم,فاسد تر خواهید شد(اخر باب 31-سفر مثنی-آیات 29 و30)

همانطور که ملاحظه می فرمایید در اینجا حضرت موسی (ع) از خیانتی که لاویان و مشایخ ایشان در آینده نسبت به تورات انجام می دهند آگاه بودند و این نکته را در لحظات آخر عمرشان نیز به اطرافیان خود اعلام می کنند.

بعد از مرگ حضرت موسی(ع) یهودیان دوباره باز می گردند به دوران جاهلیت!

مرگ موسی بازگشت به جاهلیت:

بنی اسرائیل به هشدار ها و نصایح موسی(ع) ترتیب اثر ندادند و از دستورات موسی تمرد کرده,بت پرست , سرکش و زنا کار می شوند و بعضی فرزندان خود را قربانی بت های کنعان می نمایند(مزمور106-ایه 36 تا 45-ص915)

نکته:این رسم(قربانی کردن کودکان)-زنا و بت پرستی هم افکنون تحت عنوان فراماسونری در همین عصر حاضر در سال میلادی 2011 در حال انجام است.فراماسونری از سنت جادو و سحر و جن و جنگیری الهام گرفته شده است.این رسوم از کابالا گرفته شده است.

یهودیان بعد از آن به صورت ایل و قبیله زندگی می کردند و این به دلیل ان بود که زمامدار و رهبری نداشتند.

طبیعی ست که طی این مدت دیگر کسی به تورات و الواح الهی که به تورات نازل شده بود توجهی نداشت و تقریبا همگی بازگشته بودند به دوره بت پرستی و جاهلیت خود!پس کم کم تورات فراموش شد.

این وضع ادامه داشت تا زمان طالوت که پادشاهی بنی اسرائیل را عهده دارد شد.بعد از ایشان حضرت داود و بعد از او نیز حضرت سلیمان(ع) سلطنت و حکومت نمود و تا اندازه ای به یهود انسجام داده و انها را از پریشانی نجات داد.

از بین رفتن تورات:

بعد از ان دوران, تورات در اثر جنگ های فراوان از بین رفت تا بالاخره در دوره پادشاهی یوشیا  کاهنی به نام  حلقیا پیدا شد و طبق دستور یوشیا نسخه ای از تورات را به مردم خواند و دستور داد به آن عمل کنند(کتب ئوم توایخ الایام/باب 34 از ایه 15 تا 34)

حال معلوم نیست جناب حلقیا تورات حقیقی را بر مردم خوانده اند یا چیز دیگری؟

پس میبینیم که طبق نظر صحیح تورات این کتاب در اثر جنگ ها از بین رفت و بعد از چندین و چند سال دوباره ان را از طریق افرادی دیگر شنیدند و نوشتند!

در همینجا نکته ای را متوجه می شویم.و ان این است که این کتاب تورات فعلی کتاب تاریخ است و نه وحی!زیرا این حوادث همگی در تورات بعد از مرگ حضرت موسی آورده شده است و از زبان خود حضرت موسی نیست !

و افراد دیگری آن را به زبان آورده و نوشته اند.

و باز هم آنهایی که به یاد آوردند سال های سال بعد از حضرت موسی بدون روجوع به خود کتاب تورات واقعی!تنها با توسل به آنچه که شنیده بودند! و اینجاست که شاعر می فرمایند:شنیدن کی بود مانند دیدن!

آنچه را که از بعضی شنیده ای چه می رسد به انچه که از خود حضرت موسی شنیده ای و دیده ای؟!

ادامه دارد...

و من الله التوفیق

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 22:25  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

بر آن شدیم به صورت مختصر و کلید واژه گونه ای به تحریفات واقع در مسیحیت پردازیم.هرچند این موضوع در حد حقیر و این وبلاگ نیست تا بتوانیم در این مورد مفصل توضیح دهیم اما به لحااظ آنکه بعضا مشاهده می شود در برخی تارنماها(وبلاگ ها و امثالهم..)بسیار ظلم ها به دین مبین اسلام و ائمه اطهار می شود و عمدتا از سوی ادیانی همانند:مسیحیت-زرتشتیت می باشد با توجه به وظیفه ای که بر مومنین مسلمان است...بر آن شدیم تا نگاهی گذرا به بعضی از تحریفات در مسیحیت و یهودیت بپردازیم.

تا که بتوانیم رضایت حضرت حق و ائمه معصومین(ع)را فراهم نماییم.انشاالله

مقدمه:

ادیانی که امروزه به عنوان دین الهی با کتاب آسمانی مشهورند عبارت اند از:

یهودیت و نصارای(مسیحیت) و اسلام که در قرآن کریم نیز ار آنها نام برده شده است.

و انان که خواستاری دینی نیکو هستند بهتر ان است که به کتب ادیان رجوع کنند

پس فعلا پایه و اساس هر دین کتاب آن دین است پس باید در جستجوی کتاب نیکوتر بوده تا پیرو آن باشیم

اجازه دهید ابتدا با دین یهود شروع کنیم:

نیم نگاهی به یهودیت (تورات):

با نگاهی اجمالی به تورات به نکات بسیاری پی می بریم که ما در اینجا دو مورد از انها را ذکر می کنیم:

خداوند به خودش نیز شک می کند و پشیمان می شود از افرینش آدم.

نسبت زنا را به پیامبرش می دهد!

زود قضاوت نکنید! تمام این مطالب در خود کتاب تورات فعلی یهودیان موجود هست و قطعا آن مطالب را با ذکر سند ذکر خواهیم کرد!

خلاصه آنچه از تورات فعلی بر می آید:

نکته بسیار مهمی که در مورد کتب ادیان مختلف قابل توجه است آن است که باید:

۱-سخنان کتاب از طرف خداوند باشد

۲-وحی منزل به پیامبر خدا باشد

۳-از زبان خود پیامبر شنیده شده باشد

۴-به دست امین ترین انسانها بر کتاب مقدس انتقال داده شده باشد

 

+اما با توجه به مطالب تورات متوجه می شویم که متاسفانه کتاب تورات هیچکدام از مواردی را که نام بردیم را ندارد!

عزیز من تورات از زبان حضرت موسی(ع) شنیده نشده-به دست امین ترین ها هم نوشته نشده! بلکه این کتاب را کسانی غیر از حضرت موسی و بعد از فوت ایشان و صد البته سالیان سال بعد و باز صد البته که پس از گذران جنگ های بسیار!

این کتاب در حال حاضر کتابی نیست که بتوان روی آن حساب باز کرد و به تمام مطالب آن به دید یک کتاب آسمانی نگاه کرد!

بلکه این کتاب در طی سالیان سال در اثر جنگهای پی در پی و آتش سوزی هایی که در اثر همین جنگ ها به وجود آمده بود از بین رفت.

پس در نتیجه:کتاب تورات فعلی یک کتاب تاریخ است! نه وحی و نه شنیده شده از زبان حضرت موسی(ع)و این طبق گفته خود تورات است!(جلوتر خواهد آمد)

خلاصه داستان از بین رفتن تورات واقعی و تورات های غیر واقعی:

جنگها آمد و رفت و تورات بارها و بارها سوخت وسوخت وسوخت

تا اینکه بدترین جنگ را بخت النصر علیه یهودیان به انجام میرساند و طبق گفته خودشان درتورات, آنجا بود که باز هم همه کتاب های مقدس از بین رفت!

تا زمانی که ایرانیان یهودیان را از اسیری و بدبختی نجات می دهند و خشایار شاه دستور میدهد که دوباره شخصی تورات را برای یهودیان جمع آوری کند!و آن شخص هم حضرت موسی نبود!

اما بعد از ان هم پادشاهی یونانی دستور داد تا کتاب تورات را از زبان عبری به زبان یونانی ترجمه کند و در حین این ترجمان هم باز تحریفاتی به کتاب وارد شد و هر کس به رای خویش هر طور که خواست کلمات را به هر شکلی که دلش خواست ترجمه کرد!

و همین است که هم اکنون بسیار تناقضات در کتب یهودیان و مسیحیان وجود دارد.

اکر می گوییم مسیحیان فکر نکنید که مسیحیت با یهودیت بی ارتباط هستند.خیر!

که در خود انجیل دستور موکد آمده است که مسیحیان باید کتاب تورات را نیز قبول داسته باشند!

طبق گفته: انجیل متی /باب 5/آیات 17 و18

/خب این خلاصه سرگذشت تورات/

قابل توجه عزیزانی که ای مطلب را مطالعه نمودند می رساند که قسم دوم این مطلب را در پست آینده با ذکر سند از کتب یهودیت ارائه خواهیم کرد.

ومن الله التوفیق

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 20:55  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

آخرین سخنرانی استاد رائفی پور(علی رفیعی) در همایشی که توسط موسسه موعود با موضوع ” پیرامون مسائل فراماسونری” برگذار شد…وی در این سخنرانی خود بسیاری از مطالبی که دوستان میخواهند درباره فراماسونری بدانند را عنوان میکند…اهمیت این سخنرانی به قدری زیاد بود که در سایت قرار داده ایم چون بسیاری از نکته ها و حرف هایی که تکمیل کننده مقالات ما است در آن گفته خواهد شد…در ضمن برای راحتی عزیزانی که از سرعت اینترنت پایین برخوردارند لینک صوتی فایل ها با کیفیت خوب و حجم بسیار کم قرار داده ایم…از دوستان خواهشمندیم که این فایل ها را دانلود کنند…به ادامه مطلب بروید…

دوستان اگر مایلند تا اطلاعات بیشتری درباره استاد رائفی پور بدانند به اینجــــــــا بروند…البته از دوستمان در وب آنتی۶۶۶ برای ارسال این کلیپ ها به سایت بسیار سپاسگذاریم…در ضمن دوستان اگر نیاز به دریافت بقیه سخنرانی های استاد رائفی پور دارند به اینجــــــــا مراجعه کنند…امیدوارم این فایل ها مورد توجه شما قرار بگیرد…

نکته:در قسمت سوم این سخنرانی به نقش و ارتباط فراماسون با جنبش سبز اشاراتی دارد(نماد فراماسون در سایت جرس-نماد دجال در پوستر های تبلیغاتی جنبش سبز و....)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 12:4  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

حرام بودن ازدواج مؤمنین با مردان و زنان زناکار و مشرک، علاوه بر آثار مهم تربیتی و اخلاقی، مانع از ایجاد بیماریهای خطرناک در اجتماع مؤمنین میگردد. زیرا امروزه با توجّه به پیشرفتهایی که طی 100 سال اخیر انجام شده است، مشخص گشته که عامل بسیاری از بیماریهای خطرناک، ویروسها یا باکتریها یا سایر عوامل عفونی هستند که تعداد زیادی از آنها از طریق رفتارهای پرخطر همچون روابط نامشروع جنسی اعم از ...

قرآن معجزه جاوید----کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 0:18  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

سوار مترو می شویم:

جوانی ۲۵-۲۶ ساله با موهایی بلند و ریشی که از چانه اش به درازا کشیده شده است  را می بینی که کلاهی نقاب دار را تا روی ابروانش پایین کشیده است و گوشه ای ایستاده است.

توجهی به او نمی کنی!

چند ایستگاه بعد.جوانکی ساده دل و ساده لوح به وی پیوند می خورد با هم دیگر گرم صحبت می شوند.

صحبت ها پیرامون اشو زرتشت بود:

خداوندی که خود به خدایان دیگر تقسیم شد.خدایان آب و خاک و آتش و ..

خدایانی محدود در کالبد اجسامی مادی دیگر و یا خدایان مادی که محدود در مواد مادی و فنا پدیر بودند.

صحبت هاشان گرم تر می شود:

جوان ساده دل ما برای هموطن زرتشتی داستانی را به آرامی تعریف نموده است. داستان یک شیمی درمانی یک نفر!

حوان زرتشی به او توصیه می کند که شیمی درمانی را از ذهنش بیرون بریزد و آنچه را که او میگوید را گوش کند بلکه شفا یابد؟؟!؟!؟!.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 0:8  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

 

روایت:

۲ روز پیش برای انجام کاری به کرج رهسپار بودیم.سوار مترو می شویم.خط را عوض می کنیم.سوار متروی کرج می شویم.

سرزمینیی دیگر در این جا سرزمینی دیگر و جریانی دیگر مجری هستند!

گاهی وقت ها بغض می کنم.گاهی وقت ها خشمگین و ناراحت .

محرم است و انگار ماهی دگر آمده است و ما نمی دانیم که این است آیین عزاداری که با دوست دخترت به گفتن جک های سکسی مشغول باشی یا آنی که از ائمه معصومین به ما رسیده؟!بدحجابی ها در محرم بیشتر جلوه میکند!

آسمان ها هم خون می بارند و ما انگار نه انگار.

مترو تهران:

جایی خطرناک تر از میادین جنگ های جهانی اول و دوم!

کافیست بلوتوث را روشن کنی!سیل بلوتوث ها اخلاقی و بیشتر غیر اخلاقی به گوشی شما سرازیر می شود.

اینجا تهران است.

سرزمینی که نامش را در روایات می خوانیم که روزگاری قرار است با خاک یکسان شودتا عبرتی باشد برای توبه کنندگان!.

ما مسلمان ها این را می دانیم که  اگر خداوندمتعال  عذابی بر ملتی مقدر می نماید  آن بلا به خاطر گناهانی که ان مردم انجام داده اند بر آنها حاکم میشود.

:به ادامه مطلب رجوع کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 14:23  توسط محمدرضا شاهد  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

زندگی در این شهر بسی بسی زیباست به شرط آنکه گناه در آن صورت نگیرد...

اما بعد...

شب بود ساعت نزدیکای ۱۰

تابستان است.هوا مطلوب و نسیمی آرام مشهود است.

در خیابان پا برهنگانی را می بینم که امام از انان دم می زد!

پاربرهنگانی که یک نفر از هم میهنان ما ایشان را غربتی نامید!آنان را دزد خطاب کرد و بهشان به چشم تحقیر نگاه کرد.

کسی پرسید:پاهاشان برهنه است؟!انگار برایش جالب بود...و خیلی خیلی تعجب بر انگیر!

آن مرد گفت:بلی!اینگونه است.غربتی اند...همشان نیز دزدان معرکه اند...

چندی بعد اینچنین گفت:تورم است دیگر!!!

و من در فکر؟!؟!

و مرد سری تکان داد و لیوان بزرگ هویج بستنی اش را با نی مکید و برفت!

مرد اول نیز مشغول فروش جواهرات بدلی خود کنار خیابان شد!

و من هنوز در فکر و انگار نمی بیبنم کسی را که با خودروی ۷۰ میلیونی خود در این شهر مشغول گشت زنی ست تا که شاید در این شب تاریک دور از چشم مامورین پلیس به ناموسی از ناموسان ملت که شاید از خانه فراری یا که شاید از روی تفریح کنار خیابان ایستاده است دست پیدا کند و یا به قول معروف اتویی بزند!

و انگار نمی بینم کافی شاپ های پر ازدختر و پسر را با لباس های مارک دارو مدل موهای عجیب و سفارشات مدرنیته شان!

و انگار اصلا روز ولنتاینی در تقویم بریتانیایی ایرانیان موجود نیست!تا که همدیگر را با کادو های گران قیمت  خرسند کنند.

و شاید آن کادو یک عدد گردنبند طلا یا که یک کاپشن گران و یا یک جفت کفش با بند طلا باشد..آه....پس این تورم کجاست؟کادوهاشان به ما چیز دیگری می گوید؟

و انگار اصلا ندیدم که مردی که پشت چراغ قرمز بود به آن دخترک فال فروش  توهین کرد!آن مرد اتوموبیلش شاستی بلند بود و دو درب!

آه تورم است مردم؟ و مردم  در فقر میلیونی خود دست و پا میزنند و انگار اصلا جردنی در این شهر نیست!

 و مغازه فری کثافت هر شب پر نمی شود از مشتری که برای خود و دوست دخترشان دو ظرف سیب زمینی با سس مخصوص بخرند!(البته آن مغازه در جردن نیست!)

و انگار نمی بینند این مردم ماشین های گران قیمت پلاک موقت را در شهر!

و انگار نمی بینند ....

مرد کنار مغازه طلافروشی اش ایستاده و به مملکت خویش فحش ناموسی می دهد.

آن یکی سر یه قرون دو زار کرایه با مسافرش بحث میکند و من این گوشه ایستاده ام و فقط به پا های پا برهنگان نگاه می کنم.

و آن بالا بالا های شهر برای سگ های خود جشن تولد میلیونی می گیرند

این یک میهمانی مستند است, به صرف بیسکوئیت های 5 تا 50 هزارتومانی که برای سگ هاشان خریده اند!

آری من اصلا در راه شمال و یا در فیلمهاشان نمی بینم ویلاهای لوکس را

من اصلا نمی بینم آگهی روزنامه را که یک خانه ۴۰ متری را می خواهند به قیمت خون پدر مرحومشان بفروشند.خداوند پدرشان را رحمت کند.

از یک نفر شنیدم که در شهرک غرب جوانانی با آستین حلقه ای و موزیکی به سبک رپ در ساعتی مشخص به پارک محل روانه اند و با اسکیت و یا دوچرخه هایی که بنده وفقط ان ها را در برنامه "دیدنیها" دیده ام مشغول بازی و خوشگزرانی اند!

و من هنوز در فکر....و فکر می کنم که اگر یک نفر آز آن مرفحین بی درد یکی از ان خودروهای ۷۰-۸۰ میلیونی اش را بفروشد می تواند چند نفر را از پا برهنگی نجات دهد؟و می تواندچند جفت کفش برای چند هزار نفر دست و پا کند؟!

چقدر این شهر بابا نوئل و حاجی فیروز و  عمو نوروز بی درد دارد!!!

این شهر نامش تهران است!

اینجا که قرار است روزی یا شبی و نصف شبی در کام زمین لرزه ای فرو رود و بلرزاند دل های  سنگی را.

و این شهر شهر دروغ های سبز و سیاه است.

این شهر پر است از نگاه ها و دیوارها

دیوار های پول و نگاه های تمسخر

و آهن غرازه های چند ده میلیونی که در کف خیابان رژه می روند

و مدل های تیکه پاره  پارچه برای لباس!

و موهای سیخ سیخ!

و ابرو های برداشته شده مردانش!

و موهای پریشان زناننش!

و شوهرهای بی غیرت!

و زنان بی بند و باری که چون آوازه خوان های طاغوتی می نگارند خویش را!

و دستان بی عفت!

سینه ای عریان!

نگاه های پر شهوت!

این شهر بوی گند می دهد!

رنگ و رویش را فساد سبز گرفته است!

تنها حضور یک مرد جلوی حادثه را می گیرد!

و دعای استغفار جانشینش جان می دهد به شهر در حال مرگ!

این شهر , شهر سوخته است

اما نه شهر سوخته در شوش و شوشتر

این شهر تهران است

دور تر از آنجلس

اینجا تهران جلس است.

جشن تولد میلیونی سگ های شهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 15:43  توسط محمدرضا شاهد  |